مطالب مرتبط با “اتود” در یکشنبه های بهشت
با ما نظربازی مکن
خاکستر و خون میشوی
باید از این خانه بدر می شدم
چِل شب و چِل روز بسر می شد-م
واحه ی بی حد منم و
حادثه ی بد منم و
قلب ِ مشَدّد منم و
باش
که بیمار شویم ...
حادثه ی بد منم و
قلب ِ مشَدّد منم و
باش
که بیمار شویم ...
سه سال طول کشید که فکر کنه مال هَمَن
سه ماه طول کشید که خرفهم شه اشتباه کرده
و سی سال طول کشید تا ذره ذره از دلتنگی تموم شه . . .
وقتی که مُرد سی و سه سال و سه ماه و یک دلتنگی سن داشت.
ایکاش فقط زندگی می کرد...
خدایا،
کجاست فرصتِ شادی، فراخ دستی کن
به سینه های پر از غم، دراز دستی کن
...
من آن تنها
من آن با مرگ
من از آن ابتدا بی برگ
من اندوه توام
جیغ شباویزم
صدای تیشه در اعماق دهلیزم