Home Archive About   

ما فرو رفتیم

| | Comments (6) | TrackBacks (0)
خدا بیامزدش آقاجونمو، ‌یک روز رفتم در حجره‌ش. پکر بود.
قیافه‌ی چروکش درهم‌تر شده بود.
گفتم : چته پیر مرد؟
پیچ رادیو رو کم کرد و با یه مکثی گفت : «همه پیشرفت کردن، ما فرو رفتیم ...»
پیر مرد اونقدر زنده بود تا همهء بدنش پوسید. سرشار از زندگی بود اما وقتی که مرد روحش جایی برای موندن نداشت، وگرنه می‌موند.
حالا شده قصهء ما. در خون فرو رفتیم و دل پوسیده گردید.
عشق و آرامش را مجالِ آمدن نیست حتی.
خدایا مارو بکش راحت شیم.

0 دنبالک

در زیر لیستی از بلاگ هایی را میبینید که به این متن ارجاع داده اند (دنبالک): ما فرو رفتیم.

لینک ارجاع برای این متن : http://harf.ir/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/218

نظرات 6

از طرف آشوک :

همه پیشرفت هکردنه
.
.
()

از طرف استاکر :

اقا جون یعنی همه ما که تکلیفمون با خودمون معلوم نیست .
نه عاشقیمون . نه نفرتمون . نه بودنمون .
معلق تو یه دنیای پر از تاریکی که نمیدونی اگه دستت رو تکون بدی به چی میخوره .
ولی با مردن اصلا پایه نیستم دوستم . یعنی فرصت ختم و اشک دوستامو ندارم . تو هم یادت باشه . مردن زوده هنوز.

از طرف Zeinabs :

برف می بارد.

از طرف دخترو :

واقعن

از طرف خاطره :

نه.
در اوجی
بالا، بالاتر، بی حس، بی حس تر

ارزوي ديشبم بود .. !

اما حيف دست من و تو نيست گلم !!

حيف

نظر شما

درباره این نوشته

این صفحه شامل یک پست از Mada است که در تاریخ November 6, 2008 9:53 PM منتشر شده است.

پست قبلی در این وبلاگ "..." است.

پست بعدی در این وبلاگ "نامه" است.

برای دیدن آخرین عناوین به صفحه اول بروید و یا به آرشیوها مراجعه کنید تا لیستی از همه عناوین را ببینید.

اشتراک (فید)