Home Archive About   

October 2009 Archives

هیچ

| | Comments (0) | TrackBacks (0)
یک چیزی رو داری به من یاد میدی، یک حقیقت رو. حقیقتی که همیشه دوست داشتم دروغ باشه. 
اینکه فکر کنم آدما چاره ای جز بزرگ شدن ندارن، بزرگ شدنای وحشتناک . توی دنیایی که همه چیزش مخلوطه، توی دنیایی که از بچگی توی مدرسه هاش بهمون میگن هیچ عنصری رو نمیشه بدون ناخالصی توی طبیعت پیدا کرد، فکر می کردم، آره، اشتباهی فکر می کردم میشه و من این کارو می کنم.
دارم خودم با دستای خودم روی این باور مرده خاک میریزم. دارم خاکش می کنم. باورهام رو، اعتقاداتم رو.
فکر نکن هر کاری که کردی کار درستی بوده. نه. متاسفانه، بله متاسفانه ما همه آدمیم و جزوی از همین طبیعت ناخالص. فکر نکن دوست داشتن یک نفر کافیه. نفس برای کسی بودن تو این دنیا، بریدن نفس یک نفر دیگه س. 
هر انتخابی یک فراره و ته هر فراری یک زندون دیگه. یک زندون متفاوت.
و همه ی اینها به خاطر اینه که مای لعنتی آدمیم و در یک ناخالصی بزرگ زندگی میچریم. همه اینها به خاطر اینه که دیوارهایی هست و آدمهای لعنتی دیگه ای هستن که پشت این دیوارا رو قرص کردن.
گاهی اوقات مثل الان. مثل الان که شما جواب منو نمیدین احساس میکنم هر چیز که به یک انسان هستی میده چیزی نیست جز وسیله ای برای غذابش. 
چه بسا که اصالت وجود در نیستی باشه. در ماهیتی که بودنش رو تنها میشه با بودن چیزهای دیگه نشون داد. ماهیتی خواستنی، عمیق، سبک، دور از دسترس، بیرنگ و بی وزن به نام "هیچ".
وقتی که احساس غم و نیستی داری، فکر نکن از زندگی یک قدم جلو افتادی، بدون که سالها از چیزی که اسمش زندگی هست عقبی.

درباره این آرشیو

این صفحه آرشیویست از مطالب October 2009 که به ترتیب از جدید به قدیمی مرتب شده.

September 2009 is the previous archive.

November 2009 is the next archive.

برای دیدن آخرین عناوین به صفحه اول بروید و یا به آرشیوها مراجعه کنید تا لیستی از همه عناوین را ببینید.

اشتراک (فید)